تبليغاتX
برگزیدگان
رفتن و ماندن

و اینجا طریقت است.
و من به قلبها ایمان دارم.
وقتی با چشمان پر امید به آنها نگاه میکنم
به قدرت روح ایمان دارم وقتی پرواز میکنم
و نه اینکه تنها
بلکه با هم ! 
و این عشق و شور می آفریند

 

با همه تیرگی های وجودم
چشم امید به نور حفیفت دارم که بر من بتابد
و آنگاه
باید با همه توانم با او بروم
با همه توانم ! کافیست بخواهم
و اگر تنها بخواهم
با عشق بخواهم
و توانم را بکار بندم
   میروم ... 

ازینجا خواهم رفت
و خوشا رفتن
خوشا از عشق رفتن... 

اگر بروم
این پوستین را اینجا خواهم گذاشت
و با نرگس خواهم رفت
و هیچگاه به اینجا بازنمیگردم... 

 

اگر بروم
خواهم رفت
به سرعت نور
با چشمان باز
با دستانی که میرویاند
و قلبی که سرشار از عشق است
و نگاهی که خضوع دارد
و دلی که تسلیم است
با روحی که بدون بال پرواز میکند
خواهم رفت
به جایگاه خودم
پرواز خواهم کرد
و در آنجا
خدا را خواهم شناخت
و ستایشش خواهم کرد
همچون هر زمان
 
دل به دلدار میسپارم
یکسان میشوم
همرنگ میشوم
میروم!
همچون برگ...
در نسیم باد...
 سبک چون پر
و محکم چو کوه
میروم!
با ایمان میروم... 

اگر دست هایم بشکند
یا پاهایم زخمی شود
اگر جان دهم
میروم
تا به او تقدیم کنم
زندگیم اوجی خواهد داشت
فرازی خواهد داشت
که نشیبی بعد آن نیست
و در آن خواهم ماند
چون خدا را میخواهم...
چون خدا با من است
چون خدا راه است و راهنما
چون خدا نور است و پرواز است و روح است و عشق... 

و اینجا طریقت است.
و من به قلبها ایمان دارم.
وقتی با چشمان پر امید به آنها نگاه میکنم
به قدرت روح ایمان دارم وقتی پرواز میکنم
و نه اینکه تنها
بلکه با هم ! 
و این عشق و شور می آفریند
 

اگر حرکت کنم بی امان خواهم رفت
دستانش را میگیرم
 همچون کودکی که مادرش را تازه یافته است
میچسبم به دستان پر مهرش
و میروم با او
خرامان میروم
با او
خرامان میروم تا بزرگ شوم
تا بزرگ شوم
مرد شوم
خودم شوم
 و او به من خواهد آموخت که
خودم شوم... 


 

کافیست حرکت را با خواست او
با عشق
با نیرو
با ایمان
شروع کنم...

نور تابیدن گرفته
به درونم
و من با همه وجود
به همه آنچه در وجودم معنا دارد میگروم
و میروم
بر خطی مستقیم میروم
با سرعت عاشقی میروم
و با چشمانی اشکبار از محبتش
اشکی از جنس خدا
با ایمان به مهرش و برکتش
محکم میروم
تا باشم آنچه باید باشم
...
 اما
ما خواهیم ماند
نه در اینجا!
بلکه در عبادتگاه دل و وجود
پاکی ها ما را در بر خواهند گرفت
و ما خواهیم پرستید
قدرت مطلق تمام هستی را
و چه شیرین است
رخت بستن از این دنیای فانی
و چه زیباست در آغوش معبود
و آرام گرفتن
و آنروز همه بیتابی ها فروکش خواهد کرد
آری
و ما خوشبخت هستیم و خواهیم بود

و هستیمان
سعادتمان است و بخت نیکمان.
که هستیــــــــــــــــــــــــــــــــم

و اینجا طریقت است.
و من به قلبها ایمان دارم.
وقتی با چشمان پر امید به آنها نگاه میکنم
به قدرت روح ایمان دارم وقتی پرواز میکنم
و نه اینکه تنها
بلکه با هم ! 
و این عشق و شور می آفریند

 

نوشته شده توسط : نرگس و آرین .
ویرایش:علیرضا

نوشته شده توسط جویندگانی کوچک در طریقت بزرگ ... در یکشنبه 1387/05/13 ساعت 12:45 | لینک ثابت |

داستان حیات
ماهی ها مخفیگاهشون رو ترک میکنند تا به دنبال غذا بروند که خود لقمه دیگری میشوند.
مد میشود و جذر٬ماه و خورشید میچرخند و میگردند هرچند از آن آگاه نباشیم.
طوطیان دریایی٬صدف ها٬شکار ماهیان با نیزه...
قدرت ماه٬عضویت رسمی٬راهنمای فرزندان٬برکت٬قدرت٬دو نقطه زمان٬به یک شکل٬مد و نه جذر...
اسطوره!سرعت!سرزمینی بی پایان!!!...
                                                                 یا هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

     
 
نوشته شده توسط:علیرضا
نوشته شده توسط جویندگانی کوچک در طریقت بزرگ ... در سه شنبه 1387/05/01 ساعت 12:56 | لینک ثابت |